جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to r-bomb
01
آر-بمب کردن, آر-بمباران کردن
to deliberately leave someone's text message on read without replying
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
R-bomb
سومشخص مفرد
R-bombs
وجه وصفی حال
R-bombing
گذشته ساده
R-bombed
اسم مفعول
R-bombed
مثالها
He R-bombed me after I confessed my feelings.
او بعد از اینکه احساساتم را اعتراف کردم مرا R-بمب کرد.



























