جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Baby mama
01
مادر فرزندش, مامان بچهاش
a woman who is the mother of someone's child, typically outside of marriage
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
baby mamas
مثالها
He spends the weekend with his baby mama and their daughter.
او آخر هفته را با مادر بچهاش و دخترشان میگذراند.



























