جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Papa bear
01
خرس پدر, پدر محافظ
a person, usually a father, who is fiercely protective of their children or loved ones
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
papa bears
مثالها
That papa bear warned anyone who tried to mess with his kids.
آن بابا خرسه به هر کسی که سعی کرد به بچههایش کاری داشته باشد، هشدار داد.



























