جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Alpha widow
01
بیوه آلفا, زن نوستالژیک آلفا
a woman who idealizes a past highly desirable partner and compares new partners unfavorably
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
alpha widows
مثالها
Everyone noticed she 's an alpha widow because she constantly talks about her old boyfriend.
همه متوجه شدند که او یک بیوه آلفا است چون مدام در مورد دوستپسر قدیمیاش حرف میزند.



























