coaxing
coax
ˈkəʊk
kewk
ing
sɪng
sing
coamingcoating

تعریف و معنی "coaxing"در زبان انگلیسی

coaxing
01

اغواگر, چرب‌زبان

persuasive in a gentle manner 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most coaxing
شکل تفضیلی
more coaxing
درجه‌پذیر
مثال‌ها
She gave a coaxing smile to persuade him to join the group. 

او یک لبخند نرم برای متقاعد کردن او به پیوستن به گروه داد.

Coaxing
01

چرب‌زبانی, چاپلوسی

the act of gently persuading someone 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
coaxings
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه