جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Chocoholic
01
شکلات خور حرفهای, معتاد به شکلات
a person who loves chocolate very much and often wants or eats it excessively
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
chocoholics
مثالها
I admit it—I'm a total chocoholic.
اعتراف میکنم—من یک شکلاتخوره تمام عیار هستم.
LanGeek



























