جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
on wheels
01
روی چرخ, دارای چرخ
having wheels and able to move or be moved by rolling
اطلاعات دستوری
مثالها
He keeps his tools in a cabinet on wheels.
او ابزارهایش را در یک کابینت چرخدار نگه میدارد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
روی چرخ, دارای چرخ