جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Closeup
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
closeups
مثالها
The closeup of the actor's face conveyed a range of emotions, capturing the intensity of the moment.
نمای نزدیک از چهره بازیگر طیفی از احساسات را منتقل کرد، شدت لحظه را به تصویر کشید.



























