جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to clock out
[phrase form: clock]
01
ساعت زدن (هنگام خروج)
to record the time of one's departure from work
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
clock
زمان حال
clock out
سومشخص مفرد
clocks out
وجه وصفی حال
clocking out
گذشته ساده
clocked out
اسم مفعول
clocked out
مثالها
It 's important to clock out on time to avoid any issues with payroll and to comply with company policies.
مهم است که به موقع ثبت خروج کنید تا از هرگونه مشکل با حقوق و دستمزد جلوگیری کنید و با سیاستهای شرکت مطابقت داشته باشید.



























