جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
City desk
01
بخش اخبار محلی یک روزنامه
a department in a newspaper office that works on local news
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
city desks
مثالها
The editor at the city desk asked for more details about the neighborhood cleanup effort.
ویراستار میز شهر درخواست جزئیات بیشتری دربارهٔ تلاش برای پاکسازی محله کرد.



























