جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to chuck out
[phrase form: chuck]
01
کسی را بیرون کردن
to make someone leave a place against their will
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
chuck
زمان حال
chuck out
سومشخص مفرد
chucks out
وجه وصفی حال
chucking out
گذشته ساده
chucked out
اسم مفعول
chucked out
مثالها
The teacher had to chuck the disruptive student out of the class.
معلم مجبور شد دانشآموز اخلالگر را از کلاس بیرون کند.
02
دور انداختن, خلاص شدن از
to get rid of something
مثالها
He chucked out the broken toys from the box.
او اسباببازیهای شکسته را از جعبه دور انداخت.



























