جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Chronometer
01
زمانسنج, کرونومتر
a timepiece that shows the time in a very exact way, especially one used at sea
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
chronometers
مثالها
The chronometer's accuracy was tested regularly to maintain its reliability for professional use.
دقت کرونومتر به طور منظم آزمایش میشد تا قابلیت اطمینان آن برای استفاده حرفهای حفظ شود.



























