جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to chew out
[phrase form: chew]
01
شدیداً از کسی انتقاد کردن
to strongly criticize someone in an angry manner
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
chew
زمان حال
chew out
سومشخص مفرد
chews out
وجه وصفی حال
chewing out
گذشته ساده
chewed out
اسم مفعول
chewed out
مثالها
She chewed her brother out for borrowing her car without asking.
او به خاطر قرض گرفتن ماشینش بدون اجازه، برادرش را سرزنش کرد.



























