جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cheapskate
01
فرد خسیس
a stingy or miserly person who is unwilling to spend or share money
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cheapskates
مثالها
Do n't be a cheapskate; buy the good pizza instead of the frozen one.
خسیس نباش؛ به جای پیتزای منجمد، پیتزای خوب بخر.
درخت واژگانی
cheapskate
cheap
skate



























