جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Chastisement
01
سرزنش, توبیخ
verbal punishment
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
02
مجازات, اصلاح
the act of inflicting physical punishment as a means of discipline or correction
مثالها
The school 's policy strictly prohibits any form of physical chastisement.
سیاست مدرسه به شدت هرگونه تنبیه بدنی را ممنوع میکند.



























