caulk
caulk
kɑk
کاک
/kˈɔːk/

تعریف و معنی "caulk"در زبان انگلیسی

Caulk
01

مواد درزبندی

a filler used in construction and repairs to make joints watertight
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
caulks
مثال‌ها
The window frame needed fresh caulk to stop drafts.
قاب پنجره به درزگیر تازه نیاز داشت تا از ورود هوا جلوگیری کند.
to caulk
01

درزگیری کردن, پر کردن شکاف‌ها با درزگیر

to fill gaps with caulk to prevent water, air, or dust from entering
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
caulk
سوم‌شخص مفرد
caulks
وجه وصفی حال
caulking
گذشته ساده
caulked
اسم مفعول
caulked
مثال‌ها
Make sure to caulk any gaps before painting.
مطمئن شوید که قبل از رنگ‌آمیزی هرگونه شکاف را درزگیری کنید.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه