جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cantonment
01
اردوگاه
short-term shelters for soldiers
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cantonments
مثالها
The soldiers are stationed in a cantonment on the outskirts of the city, awaiting further orders.
سربازان در یک پادگان در حومه شهر مستقر شدهاند و در انتظار دستورات بیشتر هستند.
درخت واژگانی
cantonment
canton



























