جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Calumny
01
تهمت, افترا
a damaging attack on a person's character or reputation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
calumnies
مثالها
She ignored the calumny spread by jealous colleagues.
او تهمت پخش شده توسط همکاران حسود را نادیده گرفت.
1.1
تهمت, افترا
a false statement meant to misrepresent someone
مثالها
He denied the calumny claiming he had stolen funds.
او تهمت را که ادعا میکرد او وجوه را دزدیده است، تکذیب کرد.
درخت واژگانی
calumnious
calumny



























