جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Calabash
01
*کدو
gourd-like fruit that is typically used for culinary and decorative purposes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
calabashes
مثالها
She found a large, dried calabash and thought it would make a unique musical instrument.
او یک کدو خشک شده بزرگ پیدا کرد و فکر کرد که میتواند یک ساز موسیقی منحصر به فرد باشد.



























