جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bust-up
01
دعوا, نزاع
a serious argument that causes people to end their relationship
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bust-ups
مثالها
She had a bust-up with her best friend at school.
او با بهترین دوستش در مدرسه دعوا داشت.



























