جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
addled
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most addled
شکل تفضیلی
more addled
درجهپذیر
مثالها
The addled man struggled to recall his own name.
مرد گیج برای به خاطر آوردن نام خودش تقلا میکرد.
02
فاسد, خراب
(of eggs) no longer edible
درخت واژگانی
addled
addle



























