جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bride
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
brides
مثالها
The bride walked down the aisle, radiant in her white wedding gown, as the guests looked on with admiration.
عروس در حالی که در لباس عروسی سفیدش میدرخشید، در راهرو قدم زد، در حالی که مهمانان با تحسین نگاه میکردند.
02
عروس, همسر
a woman participant in her own marriage ceremony
درخت واژگانی
bridal
bride



























