جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brick cheese
01
پنیر قالبی
a mild, semi-soft cheese with a creamy texture, originally made in the United States
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
brick cheeses
مثالها
I brought some brick cheese to go along with the crackers and grapes.
من کمی پنیر آجری آوردم تا همراه با کراکرها و انگورها میل شود.



























