جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fuzz-buster
01
تشخیص دهنده رادار, هشدار دهنده رادار
a device, typically a radar detector, used in vehicles to detect police radar signals, helping drivers avoid speeding tickets
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fuzz-busters
مثالها
He installed a fuzz-buster in his car to avoid getting caught by speed traps.
او یک دستگاه آشکارساز رادار در ماشینش نصب کرد تا از گرفتار شدن در دامهای سرعت جلوگیری کند.



























