جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fat lip
01
لب متورم, لب باد کرده
a swollen lip from getting punched in the mouth
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fat lips
مثالها
After the fight, he came home with a fat lip and a black eye.
بعد از دعوا، او با یک لب متورم و چشم کبود به خانه آمد.



























