betty
be
ˈbɛ
be
tty
ti
ti
parryfairyjerryaerie

تعریف و معنی "Betty"در زبان انگلیسی

Betty
01

دختر زیبا

a pretty or attractive girl 
غیررسمی
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
Bettys
مثال‌ها
He's always talking about how he's going out with a Betty tonight. 

او همیشه در مورد این حرف میزنه که امشب با یه بتی قرار داره.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه