جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Betty
01
دختر زیبا
a pretty or attractive girl
غیررسمی
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
Bettys
مفرد مؤنث
Betty
neutral form
attractive person
مثالها
He's always talking about how he's going out with a Betty tonight.
او همیشه در مورد این حرف میزنه که امشب با یه بتی قرار داره.



























