جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Betty
01
دختر زیبا
a pretty or attractive girl
informal
old use
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
Bettys
مثالها
He got a date with a real Betty for the weekend.
او برای آخر هفته با یک بتی واقعی قرار گذاشت.



























