جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to blow in
01
سرزده آمدن, سرزده جایی رفتن
to arrive unexpectedly or suddenly, often without prior notice
idiom
informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
in
فعل پایه
blow
زمان حال
blow in
سومشخص مفرد
blows in
وجه وصفی حال
blowing in
گذشته ساده
blew in
اسم مفعول
blown in
مثالها
The guests blew in right after dinner, catching everyone off guard.
مهمانها بلافاصله بعد از شام سر رسیدند، همه را غافلگیر کردند.



























