جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to trace back
01
ردیابی کردن, بازگشت به ریشه ها
to identify the origin or source of something by following its history or development
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
back
فعل پایه
trace
زمان حال
trace back
سومشخص مفرد
traces back
وجه وصفی حال
tracing back
گذشته ساده
traced back
اسم مفعول
traced back
مثالها
Scientists traced back the virus to its original host species.
دانشمندان ویروس را تا گونه میزبان اصلی آن ردیابی کردند.



























