جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
The readies
01
پول, نقد
money, especially cash
Dialect
British
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
readies
مثالها
He handed over the readies for the concert ticket.
او پول نقد را برای بلیط کنسرت تحویل داد.



























