جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
burned out
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most burned out
شکل تفضیلی
more burned out
درجهپذیر
مثالها
After months of overtime, he was burned out.
پس از ماهها اضافه کاری، او خسته و فرسوده بود.



























