جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
burned out
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most burned out
شکل تفضیلی
more burned out
درجهپذیر
مثالها
She felt burned out from constantly juggling work and family.
او از تلاش مداوم برای تعادل بین کار و خانواده احساس فرسودگی میکرد.



























