brash
Pronunciation
/ˈbɹæʃ/

تعریف و معنی "brash"در زبان انگلیسی

brash
01

گستاخ, بی‌شرم

overly bold, impudent, or lacking in sensitivity
brash definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
brashest
شکل تفضیلی
brasher
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The brash salesperson attempted to close the deal with aggressive tactics, turning off potential clients.
فروشنده بی‌ادب سعی کرد معامله را با تاکتیک‌های تهاجمی به پایان برساند، که باعث دور شدن مشتریان بالقوه شد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه