جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Aftermarket
01
بازار ثانویه, پس از فروش
the business of selling parts or accessories for vehicles after they have been bought
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She bought new tires from the aftermarket store down the street.
او لاستیکهای جدید را از فروشگاه aftermarket پایین خیابان خرید.



























