جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gated
01
محدود, محدود شده
having restrictions or limitations placed on access or participation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most gated
شکل تفضیلی
more gated
درجهپذیر
مثالها
The gated turnstile at the subway station only opened with a valid ticket.
دروازه چرخان محصور در ایستگاه مترو فقط با بلیط معتبر باز میشد.



























