جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Charging station
01
ایستگاه شارژ, نقطه شارژ
a place where electric vehicles can be recharged
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
charging stations
مثالها
We need to find a charging station soon because the battery level is getting low.
ما باید به زودی یک ایستگاه شارژ پیدا کنیم چون سطح باتری در حال کم شدن است.



























