جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Charging station
01
ایستگاه شارژ, نقطه شارژ
a place where electric vehicles can be recharged
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
charging stations
مثالها
The city installed several new charging stations to encourage people to use electric cars.
شهر چندین ایستگاه شارژ جدید نصب کرد تا مردم را به استفاده از ماشینهای الکتریکی تشویق کند.



























