جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Soft-top
01
سقف نرم, سقف پارچه ای جمع شدنی
a convertible car with a fabric roof that can be folded down or removed
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
soft-tops
مثالها
They decided to rent a soft-top for their vacation in California to fully experience the beautiful weather.
آنها تصمیم گرفتند برای تعطیلات خود در کالیفرنیا یک کابریولت اجاره کنند تا کاملاً از هوای زیبا لذت ببرند.



























