جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Body cord
01
سیم بدن, سیم اتصال
a wire used in fencing to connect the foil, epee, or saber to the scoring apparatus
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
body cords
مثالها
The fencer 's body cord malfunctioned during the bout, causing a delay.
کابل بدنی شمشیرباز در طول مسابقه خراب شد و باعث تأخیر شد.



























