جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Silver medalist
01
مدال نقرهای, نایب قهرمان
an athlete who finishes in second place in a competition
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
silver medalists
مثالها
Being a silver medalist motivated him to strive for gold in the next championship.
مدال آور نقرهای بودن او را برای تلاش به دست آوردن طلا در مسابقات بعدی انگیزه داد.



























