جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tournament organizer
01
برگزار کننده مسابقات, هماهنگ کننده مسابقات
a person or entity responsible for planning, coordinating, and managing sports events or competitions
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tournament organizers
مثالها
The tournament organizer ensured all teams were registered before the deadline.
برگزارکننده مسابقه اطمینان حاصل کرد که تمام تیمها قبل از مهلت مقرر ثبت نام کردهاند.



























