جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mounted archery
01
تیراندازی سواره, کمانداری سواره
the practice of shooting arrows from horseback
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Mounted archery requires skillful coordination between the rider and the horse.
تیراندازی سواره نیاز به هماهنگی ماهرانه بین سوار و اسب دارد.



























