جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Strike rate
01
نرخ ضربه, میزان استرایک
the average number of runs scored by a batter per 100 balls faced
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
strike rates
مثالها
His strike rate of 120 indicates he scores, on average, 120 runs from every 100 balls faced.
نرخ ضربه 120 او نشان میدهد که او به طور میانگین از هر 100 توپ روبرو شده 120 امتیاز میگیرد.



























