جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
a third
01
یک سوم, قسمت سوم
one out of three equal parts of something
مثالها
She ate a third of the cake and saved the rest for later.
او یک سوم کیک را خورد و بقیه را برای بعد نگه داشت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
کلمات نزدیک



























