جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hung up
01
وسواسی, مشغول فکر
overly preoccupied, worried, or obsessed with someone or something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most hung up
شکل تفضیلی
more hung up
درجهپذیر
مثالها
She 's hung up about what happened at the party.
او وسواس دارد درباره آنچه در مهمانی اتفاق افتاد.



























