جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hung up
01
وسواسی, مشغول فکر
overly preoccupied, worried, or obsessed with someone or something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most hung up
شکل تفضیلی
more hung up
درجهپذیر
مثالها
He's still hung up on his ex.
او هنوز دلبسته ی سابق خود است.



























