جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to back order
01
سفارش در لیست انتظار, سفارش رزرو شده
to request or take an order for a product that is not currently in stock, to be delivered when it becomes available
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
back-order
سومشخص مفرد
back-orders
وجه وصفی حال
back-ordering
گذشته ساده
back-ordered
اسم مفعول
back-ordered
مثالها
They back-ordered the book and received it a week later.
آنها کتاب را پیشسفارش دادند و یک هفته بعد آن را دریافت کردند.
Back order
01
سفارشی که به محض موجود بودن کالا انجام خواهد شد, پیشفروشی
a situation where a product is temporarily out of stock but can be ordered for future delivery
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
back orders
مثالها
Due to high demand, the product is frequently on back order.
به دلیل تقاضای بالا، محصول اغلب در سفارش معوق است.



























