جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
far from
01
دور از, خیلی دور از
suggesting a substantial contrast from what is expected or desired
collocation
اطلاعات دستوری
مثالها
His performance was far from satisfactory.
عملکرد او فاصله زیادی داشت از رضایتبخش.



























