جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pointy
01
نوک تیز, تیز
having a sharp or tapered tip
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
pointiest
شکل تفضیلی
pointier
درجهپذیر
مثالها
The witch's hat had a pointy tip, adding to its mystical appearance.
کلاه جادوگر یک نوک تیز داشت که به ظاهر مرموز آن میافزود.
درخت واژگانی
pointy
point



























