جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Squidger
01
فشارنده, هل دهنده
a tool used in the game of tiddlywinks to press down on a winkle and make it jump
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
squidgers
مثالها
He aimed carefully and used the squidger to launch the winkle over the obstacle.
او با دقت هدفگیری کرد و از فشردهکننده برای پرتاب وینکل به بالای مانع استفاده کرد.



























