جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Boutique
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
boutiques
مثالها
She found a beautiful dress at a boutique downtown and decided to splurge on it.
او یک لباس زیبا در یک بوتیک در مرکز شهر پیدا کرد و تصمیم گرفت برای آن هزینه کند.



























