جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bouquet
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
bouquets
مثالها
The bride held a bouquet of white roses and lilies as she walked down the aisle, complementing her wedding dress.
عروس یک دسته گل از گل های سفید و سوسن در دست داشت در حالی که در راهرو راه می رفت، که مکمل لباس عروسی او بود.
02
عطر, دسته گل
the characteristic or pleasing scent of a substance, especially wine or perfume
مثالها
The wine had a rich bouquet of berries and oak.
شراب عطر غنی از توت و بلوط داشت.



























